| دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
| بازدید ها | 18 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 32 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 22 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش بخشش در 22 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از مبانی نظری متغیر:
مفهوم بخشودگی به عنوان فرایند چشم پوشی ارادی از حق عصبانیت و انزجار از یک عمل ارتکابی پرگزند تعریف شدهر است که شخص متألم رفتاری گرم و محب ت آمیز را با فرد خاطی در پیش می گیرد، فرایند بخشودن چهار مرحله را شامل می شود که عبارت است از آزردگی، نفرت، شفایافتن و بخشیدن و در نهایت آشتی و بازگشت به سوی یکدیگر (زاکورینی، جانسون و دلگلیش و مکینن، 2012).
مفهوم بخشش در دوران باستان در مجامع مذهبی به عنوان عامل مؤثر در سلامت و تحکیم و بقای روابط میان مردم مورد استفاده قرار می گرفت . اما در سده ی جدید دو دوره زمانی در توجه به مفهوم بخشش وجود دارد . اولین دوره از سال 1932 تا 1980 که بحث های نظری مختلف و با حداقل تحقیقات تجربی طراحی شده در مورد جنبه های اساسی مفهوم بخشش صورت گرفته است . که بخشش به عنوان یک بعد مذهبی تصور می شد . دوره ی دوم از سال 1980 تاکنون که توجه جدی تر و تجربی تر به بخشش دیده می شود و مطالعه ی علمی آن در این دوره با انتشار کتاب هایی چون بخشیدن و فراموش کردن لوییس اسمدس ( 1984) رونق گرفت (به نقل از فینچمن و بیچ، 2013).
در طی دوران تکامل در روند زندگی اجتماعی به هر نحو آزردگی ها و توهین های میان فردی وجود داشته است و دارد که هر کس را تحت تأثیر قرار داده و موجب تعارضاتی در بین افراد شده است. مک کالو (2008؛ به نقل از پوراسمعلی، 1388) به عنوان یک پژوهشگر فعال در این حوزه در کتاب خود با عنوان « فراسوی انتقام » تحول غریزه ی بخشندگی از اصطلاح انسان بخشنده در مقابل انسان اندیشه ورز استفاده می کند. در مقابل انتقام و کینه، پدیده بخشش و بازداری احساس خشم یا آزردگی نسبت به دیگران جالب توجهی در روابط میان فردی بوده است.
با این که واژه های بخشودگی، بخشش و گذشت، بسیار به گوش آشنا هستند اما با این حال اسطوره ها و باورهای غلط بسیاری وجود دارد که درک صحیح و یکسان از بخشش را دشوار می سازد . از همین رو سیمون و سیمون (1991، ترجمه قراچه داغی، 1384) خاطر نشان می کنند که بخشودگی در واقع چیزی نیست. آنان در این باره می نویسند که برخی بخشودگی را معادل با تسلیم شدن ، تن دادن و قبول شکست تلقی می کنند و به زعم عده ای نیز بخشودگی عبارت است از فراموش کردن ، مبرا دانستن اشخاص از تقصیر ، انحرافی کردن و اجازه دادن به شخص خاطی که وقتی اشتباهی را مرتکب شد بدون اینکه کیفر خواست شود به کار خود ادامه دهد. چنین باورهایی درباره بخشودگی موجب شده است که اسطوره های غلطی در ذهن اشخاص نقش ببندد. بنابراین باید گفت که بخشودگی، به فراموشی سپردن، آمرزش گناه و یا نوعی از خود گذشتگی نیست. بخشودگی با تحمل کردن کسانی که اسباب رنجش شده اند فرق می کند و بدین معنی است که تظاهر کنیم اوضاع بر وفق مراد است و به این معنی نیست که تألم و آزردگی را نادیده بگیریم و اظهار شادی و نشاط کنیم (فینچمن و بیچ، 2013).
Lewis Smedes
Simon
پیشینه
در پژوهش سفرزاده، اصفهانی اصل و بیات (1391) رابطة بین بخشش، کمال گرایی و رضایت زناشویی در دانشجویان را معنادار گزارش کردند. در این پژوهش نتایج نشان می دهد که بخشش همبستگی معناداری با میزان رابطة زوج ها و افزایش رضایت زناشویی آنان دارد.
برایت ویت، سلبی و فینچام (2011) در مطالعه ای مبنی بر بررسی تأثیر بخشش بر رضایت و کیفیت ارتباط در زوج ها بیان کردند که بخشش به عنوان ساز و کار تعدیل کننده، ارتباط را تسهیل می کند و باعث تداوم و بالا بردن کیفیت ارتباط افراد با یکدیگر می شود.
چان (2013) نیز بخشش را عامل تعیین کننده ای در میزان بهزیستی و کیفیت زندگی معلمان چینی می داند و بیان می کن د معلمانی که در زمینة بخشش نمرات بالاتری به دست می آورند، در مقایسه با سایر ه مردیفان خود، شادترند و کیفیت زندگی بالاتری را گزارش می کنند.
| دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
| بازدید ها | 37 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 31 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش بازشناسی بیان چهره ای هیجان در 20 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
قسمتی توضیحات متغیر:
مقدمه
شواهد زیادی در رابطه با نقش زیاد بازشناسی بیان چهرهای هیجان در اختلالات پسکوتیک وجود دارد که نشان میدهد بازشناسی بیان چهرهای هیجان سهم عمدهای در سازگاری با اسکیزوفرنی دارد. به عنوان مثال چن و همکاران (2010) مطرح میکنند روابط بین فردی ناسالم در اسکیزوفرنیها در نتیجهی نقص در بازشناسی بیان چهرهای هیجان طرف مقابل اتفاق میافتد. علاوه بر این، بازشناسی بیان چهرهای هیجان از مدتها قبل به عنوان اساسیترین عنصر در ادبیات بالینی اختلالات پسکوتیک مطرح است (ماندال و همکاران، 1998).
نظریه های شناختی هیجان فرض میکنند که یک محرک یا موقعیت نخست بایستی مورد توجه قرار گیرد، شناسایی و طبقهبندی گردد، و با تجارب قبلی ذخیره شده در حافظه ارتباط برقرار نماید تا بتوانند مورد ارزشیابی قرار گرفته و پاسخ هیجانی ویژهای را برانگیزاند. بدین منظور، تعداد معدودی از پاسخهای هیجانی اساسی مشخص شده، و پیشنهاد شده است که سایر هیجانها بر پایهی این هیجانهای اساسی قرار گرفتهاند. پنج هیجان که اغلب از آنها نام برده شده شامل شادی، خشم، ترس، غمگینی، و تنفر میباشد. با به کارگیری این ملاک که ابزار چهرهای مرتبط با یک هیجان اساسی در تمامی جهان قابل شناسایی است، اکمن (1972) استدلال کرده است که تعجب نیز باید در این لیست قرار گیرد.
هیجان
هیجان اصطلاحی است که روانشناسان و فلاسفه بیش از یک قرن دربارهی معنای دقیق آن به بحث و جدل پرداختهاند. در فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد، معنای لغوی هیجان چنین ذکر شده است «هر تحریک یا اغتشاش در ذهن، احساس، عاطفه؛ هر حالت ذهنی قدرتمند یا تهییج کننده». میتوان لغت هیجان را برای اشاره به یک احساس، افکار، حالتهای روانی و بیولوژیکی مختص آن و دامنهای از تمایلات شخص برای عمل کردن بر اساس آن به کار برد
- Chan
- Mandal
نظام عضلانی چهره
80 عضله ی صورت وجود دارد که 36 تا از آنها در جلوهی صورت درگیر هستند. اما 8 عضلهی صورت برای متمایز کردن هیجانهای اصلی کافی هستند. قسمت بالا بصورت (چشمها و پیشانی) سه عضلهی اصلی دارد: عضلهی پیشانی که پیشانی را میپوشاند، عضلهی چین دهنده (زیر هر ابرو قرار دارد) و عضلهی حلقوی دور چشم (هر چشم را احاطه میکند). صورت میانی دو عضلهی اصلی دارد: عضلهی گونه که از گوشههای دهان تا استخوان گونه امتداد دارد و عضله ی بینی که بینی را چروک میدهد. قسمت پایین چهره عضلهی اصلی دارد: عضلهی پایین برنده که گوشه های دهان را پایین میکشد، عضلهی حلقوی لب که لبها را احاطه کرده است و عضلهی چهار گوش لب زیرین که گوشههای دهان را به طرف عقب میکشد (ایمانی، 1389).
دو هیجان دیگر با الگوی ویژهی رفتار چهره ارتباط دارد: علاقه و تحقیر (ریو، 1993؛ به نقل از سیدمحمدی، 1382). در مورد علاقه، عضلهی حلقوی دور چشم پلکها را باز میکند و عضله حلقوی لب اندکی لبها را از هم جدا میکند. در مورد تحقیر، عضلهی گونه به طور یک طرفه گوشه یک لب را به طرف بالا میبرد (ایمانی، 1389).
جلوه های چهره ارادی و غیرارادی
تا قبل از دو سالگی، جلوههای صورت انسان عمدتاً ارادی است. وقتی طفل اندوهگین میشود، چهره او این حالت درونی وی را نشان میدهد. بعد از اینکه اطفال زبان را فرا میگیرند، رشد شناختی آنها سریع شده و موجودات اجتماعی میشوند، یاد میگیرند جلوههای چهره را به صورت ارادی کنترل کنند. کودکان در سالهای پیش دبستانی میتوانند اغلب حالتهای درونی خود را مخفی کنند (ایمانی، 1389).
آیا رفتار چهره اکتسابی است یا فطری؟
در دستگاه عصبی دو سیستم حرکتی وجود دارد. سیستم هرمی کنترل دقیق و ارادی حرکات موضعی را در اختیار دارد، مثل حرکات عضلانی که در لبخند عمدی و مودبانه دخالت دارند. سیستم غیرهرمی کنترل غیرتخصصی و غیرارادی حرکات عمومی عضلات را تنظیم میکند، از جمله آن دسته رفتارهای چهره مثل لبخند خودانگیخته که تحت کنترل غیرارادی هستند. تمایز بین سیستمهای هرمی و غیرهرمی به این علت اهمیت دارد که مستقیماً، به این سوال مربوط میشود: آیا جلوههای صورت فطری و خودکار هستند یا اکتسابی و قابل تغییر (ایمانی، 1389).
- Frontalis
- Corrugator
- Orbicularis Oculi
- Zygomaticus
- Nasalis
- Orbicularis Oris
- Quadrates Labii
- Pyramidal System
- Non Pyramidal System
پیشینه
سیلور، بیلکر و گُدمن (2009) دریافتند که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در بازشناسی و بیان چهرهای هیجانات مربوط به شادی، غم و خنثی از لحاظ صحت و سقم، کارایی و راهبردهای پردازش، متفاوت تر و ضعیف تر از افراد سالم هستند. همچنین آنها دریافتند که تخریب بیان چهرهای هیجان در بیماران اسکیزوفرنی برای حوزه هیجان به طور کلی انتخابی است اما برای هیجانات خاص انتخابی نیست.
بیسیریل و بارچ (2010) در پژوهشی نشان دادند که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی از لحاظ بازشناسی بیان چهره ای هیجان دارای نقص و آسیب بوده و ضعیف تر از افراد بهنجار در کارکردهای مربوط به بازشناسی بیان چهره ای هیجان عمل می کنند. آنها نشان دادند که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در بازشناسی چهره ای هیجانات مثبت، منفی و خنثی تفاوت معناداری با افراد بهنجار داشتند.
هانگ و همکاران (2011) در پژوهشی نشان دادند که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در ادراک و بازشناسی بیان چهره ای هیجان نقص داشته و عموماً محرک های هیجانی- اجتماعی تهدیدکننده همانند بیان چهره ای خشم را بصورت کُند و نامتمایز بازشناسی می کردند.
آمینجر و همکاران (2011) نشان دادند که افراد بالینی با ریسک فاکتورهای بالا همچون بیماران اسکیزونی در بازشناسی بیان چهره ای هیجانات ترس، غم و خشم تفاوت معناداری با افراد بهنجار داشته و ضعیف تر از آنها در بازشناسی این هیجانات عمل می کنند و این در حالی بود که از لحاظ بازشناسی بیان چهره ای هیجانات خنثی تفاوت معناداری بین این دو گروه وجود نداشت.
- Silver, Bilker & Goodman
- Becerril & Barch
- Hung
- Amminger
دیگر قسمت های این فایل:
هیجان
هیجانهای اصلی
نظام عضلانی چهره
جلوههای چهره ارادی و غیرارادی
آیا رفتار چهره اکتسابی است یا فطری؟
ارزیابی هیجان
توانش هیجانی
ویژگیهای توانش هیجانی
رشد توانش هیجانی
رشد بازشناسی تظاهرات چهرهای
پیشینه تحقیق
| دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
| بازدید ها | 25 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 30 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش پردازش شناختی در 16 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی توضیحات متغیر:
علوم شناختی از بدو شکل گیری، شاهد رشد چشمگیری بوده است تا آنجا که هم اینک گرایش غالب را در روانشناسی عمومی تشکیل می دهد. همچنین رویکردهای شناختی در حوزه های مختلف علمی به ایجاد عناوینی همچون روانشناسی شناختی، هوش مصنوعی، زبانشناسی، عصب شناسی مردم شناسی و فلسفه ذهن انجامیده است. ادبیات علمی و نیز روند تشکیل دپارتمان های علوم شناختی در دانشگاه های معتبر در حال گسترش است. علوم شناختی از دیدگاه های مختلف قابل تعریف است؛ از دیدگاه محاسباتی، علوم شناختی به طور صریح و ضمنی کارکردهای ذهن را به عنوان محاسبات در نظر می گیرد (کریک، 2004؛ به نقل از خرازی و حجازی، 1389). اما از دیدگاه بالینی، جمع بندی علوم شناختی در چارچوب محاسباتی چندان کاربرد ندارد. اما از این دیدگاه، جمع بندی مناسب آن است که ضمن جامعیت، از اختصاصی بودن نیز برخوردار باشد، یعنی تمایزی با رویکردهای غیرشناختی که متخصصین بالینی با آنها آشنا می باشند صورت بگیرد. احتمالاً بهترین جمع بندی آن است که مدل های اختصاصی ذهن در علوم شناختی را به کار گیرد. دانشمندان شناختی به ساختارها و فرایندهای شناختی و بازنمایی آنها و همچنین معادل های فیزیکی این ساختارها و فرایندها می پردازند (اِدِلمن و گالی، 2001؛ به نقل از خرازی و حجازی، 1389).
بدین ترتیب مدل های محاسباتی یا شناختی از الگوهای نمادین یا قاعده مدار که شناخت در انسان را علم جهانشمول «بازنمایی ها» می پندارد تا طیفی از رویکردهای محیط گرایانه که بر تعلق ذهن به محیط تاکید دارد (نیسر و ینوگراد، 1988) تا پارادایم پیوندگرایی که شناخت را برخاسته از شبکه های عصبی یا سیستم های پردازش موازی می داند (روملهات و مک کله لند، 1986) طیفی را در بر می گیرد. عوامل مختلفی همچون ناکامی های رفتارگرایی، ظهور ماشین های محاسباتی و پیشرفت های قابل توجه نظری به شکل گیری روان شناسی شناختی کمک نموده است.
روان شناسی شناختی با نحوه کسب اطلاعات از جهان، شیوه بازنمایی این اطلاعات وتبدیل آن به دانش، نحوه ذخیره آن و شیوه استفاده از آن برای جهت دهی به توجه و رفتار سروکار دارد. یکی از جنبه های روان شناسی شناختی پردازش شناختی است. پردازش شناختی مطالعه چگونگی ادراک، یادگیری، یادآوری و تفکر درباره اطلاعات توسط افراد است (استرنبرگ، 2006؛ به نقل از خرازی و حجازی، 1389). روان شناسی شناختی و پردازش شناختی شامل کلیه فرایندهای روان شناسی: از احساس گرفته تا ادراک، بازشناسی طرحها، توجه، یادگیری، حافظه، تشکیل مفهوم، تفکر، تصویرسازی ذهنی، به یادآوردن، زبان، هیجانها و فرایندهای رشد و همه میدان های رفتار را در برمی گیرد
- Crick
- Edelman & Gally
- Neisser & Winograd
- Rumelhart & Mcclelland
- Sternberg
ایده های کلیدی در روان شناسی و پردازش شناختی
1- داده های روان شناسی و پردازش شناختی را می توان تنها در بافت یک نظریه تبیینی به طور کامل درک کرد، ولی نظریه ها بدون داده های تجربی، تهی هستند.
علم صرفاً مجموعه ای از حقایق انباشته شده تجربی نیست. بلکه ترکیبی از حقایقی است که با نظریه های علمی، تبیین شده و سازمان یافته اند. نظریه ها به داده ها معنا می بخشند. برای مثال، فرض کنید می دانیم که توانایی افراد در بازشناسی اطلاعاتی که دیده اند بهتر از توانایی آنها در یادآوری آن اطلاعات است. مثلاً هنگامی که می خواهند واژه ای را بازشناسی کنند، اگر آن را در فهرستی از واژه ها بشنوند بهتر می توانند آن را بازشناسی کنند تا آنکه بدون چنین فهرستی، بخواهند آن را به یاد بیاورند. این یک تعمیم تجربی جالب است. اما علم از ما می خواهد که نه تنها قادر به تعمیم دادن باشیم، بلکه بفهمیم کگه چرا حافظه چنین عملکردی دارد. از یک جهت یکی از اهداف مهم علم تبیین است. تعمیم تجربی در غیاب یک نظریه زیربنایی، چیزی را تبیین نمی کند. از جهت دیگر، نظریه به ما کمک می کند تا محدودیت های تعمیم تجربی را دریابیم و بفهمیم که چه وقت و چرا اتفاق می افتد. برای مثال، براساس نظریه ای که تولوینگ و تامسون (1983) مطرح کردند، در واقع بازشناسی همیشه نباید بهتر از یادآوری باشد (استرنبرگ، 2006).
پیشینه تحقیقاتی
- اسکلی و همکاران (2008) با مقایسه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، خواهر و برادرهای غیر روانپریش بیماران دارای اسکیزوفرنی و گروه کنترل سالم پرداختند. نتایج آسیب یادآوری کلامی مشخص در هر دو بیماران دارای اسکیزوفرنی و خواهر برادرهایشان را در مقایسه با گروه کنترل نشان داد. تنها بیماران آسیب های معنادار نگهداری کلامی و بصری را در تاخیر کوتاه مدت و همچنین آسیب کلامی در تاخیر درازمدت را نشان دادند
- اکساویر و اسنلبرگ (2009) بیان میکنند که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، آسیب قابل توجه در هر دو تکلیف حافظه کاری و بلند مدت را نشان میدهند.
- وایت و همکاران (2010) در بررسی پردازش اطلاعات بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نشان دادند که این بیماران در پردازش اطلاعات نقص اساسی داشته و نابهنجاری شدیدی در پردازش اطلاعات دارند و نمی توانند اطلاعاتی که از محیط دریافت می کنند به خوبی پردازش و تبیین کنند.
-Skelley & Et Al
- Xavier & Snellenberg
| دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
| بازدید ها | 28 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 7 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش تصویر تناسلی در 7 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی توضیحات متغیر:
تصویر تناسلی خود به معنی تصور فرد از آلت تناسلی خویش است. به هدف مطالعه فعلی ،اصطلاح فرج جهت توصیف بخش خارجی آلت تناسلی زن بکار برده می شود و در ادامه هم تعاریف قانونی آناتومی زن بیان می شود. فرج مجموعه ای از بخش های خارجی آلت تناسلی شامل : لب بزرگ، لب کوچک، کلیتوریس، سوراخ پیشابراه، پرده بکارت و....... .از آن جایی که این مطالعه تصور تناسلی فرد را بررسی می کند فرج راهم در برمی گیرد زیرا ابراز خود گزارشی برروی درک فرد از بخش خارجی آلت تناسلی خود می باشد. بنابراین زمانی که اصطلاح تصور تناسلی خود مطرح می شود منظور فرج فرد می باشد.
آناتومی سکس بدن زن بیشترین نقش را در شکل گیری یک مفهوم یا هویت تناسلی بازی می کند ، اما مقالات در این حیطه محدود می باشند. اصطلاح هویت تناسلی خود ابتدا توسط والتنر (1986) مورد بحث قرارگرفت کسی که بطور قوی برروی جنبه های فیزیولوژیکال تناسلی تأکید می کرد. بعداً، اندرسون (1999) منافع مثبت سلامتی عمومی زنانی که یک طرحواره جنسی مثبت داشته اند را گزارش کرد (به نقل از اسکیچ و همکاران، 2010).
برمن، مایلز و پول (2003) اولین مطالعه خود را در زمینه تصور تناسلی خود در زنان را ارائه دادند که هدف بررسی ادراکات تناسلی زنان از طریق خود گزارشی بوده است. هویت تناسلی اینگونه بیان شده است :افکار شخصی در مورد ژنیتال افرادی که از طریق تجربه ژنیتال برانگیخته می شود (والنتر، 1986). تصور ژنیتال خود، تجربه فرد از ژنیتال خود علاوه بر هر تأثیری از پیام های اجتماعی فرهنگی (برمن و همکارانش، 2003) .
پیشینه تحقیقاتی
بخت (2010)، در تحقیقی به این نتیجه دست یافت که زنان با تصویر تناسلی ضعیف تر گزارش بیشتری از خود آگاهی در طی رابطه جنسی، اعتماد به نفس جنسی پایین تر ، رضایت جنسی پایین تر و رفتار های جنسی خطرناک تری از خود نشان می دادند و همین طور در این تحقیق زنان بزرگسال با تصویر اندام تناسلی ضعیف تر در کل میل جنسی پایین تری را گزارش کردند
در مطالعه ای که توسط هربنیک و همکاران (2011) به منظور بررسی ویژگی های همراه با تصویر تناسلی زنان آمریکایی انجام دادند. نتایج نشان داد که اکثر شرکت کنندگان احساس مثبتی از تصویر تناسلی خود دارا می باشند. و تصویر تناسلی زنانه به طور معنی داری با عملکرد جنسی زنانه، رفتارهای زنانه جنسی و رفتارهای مراقبتهای بهداشتی مربوط به اندام تناسلی رابطه دارد. همچنین در این پژوهش از مقیاس تصویر تناسلی خود زنانه استفاده شد نتایج حاکی از روایی و پایایی این ابزار در بین زنان آمریکایی داراست.
. Herbenick
. The Female Genital Self-Image Scale
| دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
| بازدید ها | 40 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 32 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش تمایلات جنسی، عملکرد جنسی و اختلالات جنسی در 25 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
قسمتی از توضیحات متغیر:
توجه: این فایل براساس dsm-5 و منابع جدید نوشته شده است
تمایلات جنسی انسان
تمایلات جنسی همواره کانون کنجکاوی، علاقه و تحلیل بشر بوده است. ترسیم رفتار جنسی از دوران نقاشی های غارنشینان ماقبل تاریخ تا تصاویر و نقاشی های تشریحی داوینچی در مورد مقاربت و تا سایت های هرزه نگاری موجود در اینترنت وجود داشته است. عوامل مختلفی در تعیین رفتارها و تمایلات جنسی نقش دارند نظیر عوامل تشریحی- فیزیولوژی- روانشناسی- فرهنگی که فرد در آن زندگی می کند . این تمایلات دربرگیرنده ادراک مردانگی و زنانگی و افکار و تخیلات خصوصی و رفتار است. برای فرد بهنجار معمولی جذابیت فردی دیگر و عشق و اشتیاق حاصل از آن عمیقا با احساسات شادی صمیمانه ارتباط دارد. رفتار جنسی بهنجار رفتاری است که موجبات لذت فرد و شریک جنسی اش را فراهم می آورد و شامل تحریک اعضای جنسی همراه با مقاربت است. احساس نامتناسب گناه یا اضطراب در آن وجود ندارد و از سر اجبار نیست. در برخی شرایط خود ارضایی و انواع مختلف تحریکات جنسی که به اعضای غیر از اعضای اولیه جنسی مربوط است ممکن است در محدوده بهنجار قرار گیرد. تمایلات جنسی شخص چنان با کل شخصیت او در هم آمیخته که صحبت از تمایلات جنسی به عنوان پدیده ای مستقل غیر ممکن می باشد به همین دلیل به آن اصطلاحاً روانی جنسی می گویند. بنابراین می بایست در بررسی رفتار جنسی هر فرد نخست شخصیت فرد مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد. از نظر فروید تمام فعالیت ها و تکانه های لذت بخش انسان ریشه جنسی دارد . این نظریه مبالغه آمیز تحریف زیادی را در مفاهیم جنسی بوجود آورد و خیلی از محققان بعدی را وادار به ایستادگی در مقابل این نظریه و ارائه مطالبی در جهت بطلان آن نمود. به عنوان مثال یکی از نظرات دانشمندان در نقطه مقابل فروید این بود که خوردن غذا هم برای انسان ایجاد تکانه های لذت می کند در حالی که هیچ سائق جنسی ندارد و یا افراد ممکن است از فعالیت هایی با ریشه جنسی برای اقناع نیازهای غیر جنسی خود استفاده کنند مانند: وابستگی، پرخاشگری، قدرت و مقام. بیشتر تجارب یادگیری جنسی در کودکی و بدون اطلاع والدین آغاز می شود برای مثال بازی با اعضای تناسلی در شیرخواران بخشی از رشد طبیعی آن ها محسوب می شود. البته محیط و خصوصاً رفتار والدین که چه بسا با جنسیت کودک متغیر می باشد نیز در شکل گیری هویت جنسی کودکان بی تأثیر نمی باشد. برای مثال با پسربچه ها با جدیت بیشتری رفتار می شود و برعکس دختر بچه ها بیشتر در بغل گرفته می شوند، پدرها وقت بیشتری را با پسران می گذرانند و مادران با دختران، پسرها بیشتر تنبه می شوند و دختران بیشتر بوسیده و یا نوازش می شوند (سادوک و سادوک، 2011).
. Psychosexual
اختلالات جنسی زنان
اختلالات فعالیت جنسی در زنان به معنی اختلالات مداوم یا عودکننده در چهار حیطه تمایل جنسی، تحریک جنسی، درد حین نزدیکی یا عدم توانایی رسیدن به اوج لذت جنسی است. موانع اجتماعی و فرهنگی، وجود تابوها و کج فهمی ها برآورد دقیق شیوع این اختلالات را دشوار می نماید؛ اما به نظر می رسد که شیوع این اختلالات در زنان بالا بوده و تأثیر شگرفی بر کیفیت زندگی، اعتماد به نفس، خلق و خوی، روابط همسری و فعالیت های اجتماعی آنان می گذارد(مورلی و کاسیر، 2003). برآورد می گردد 63- ٢٥ درصد زنان از اختلالات جنسی رنج می برند.
اختلالات جنسی در DSM-V
در آخرین ویراست کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-V) اختلالات عملکرد جنسی شامل انزال زودرس، اختلال نعوظ، اختلال ارگاسم زنان، اختلال تمایل جنسی زنان، اختلال درد تناسلی لگنی یا اختلال دخول، اختلال کمبود تمایل جنسی مردان، انزال زودرس، اختلال جنسی ناشی از مواد و یا عوامل طبی، و دیگر اختلالات تصریح شده و غیر تصریح شده جنسی دسته بندی شده است. اختلالات جنسی شامل گروه ناهمگونی از اختلالات است که با تخریب بالینی معنی داری از توانایی فرد در ارائه پاسخ جنسی و یا تجربه لذت جنسی مشخص می شود. شخص می تواند در آن واحد چندین اختلال جنسی را دارا باشد. در چنین مواردی باید همه این اختلال ها تشخیص داده شود. قضاوت بالینی باید به منظور تعیین اینکه آیا مشکلات جنسی ناشی از اختلال جنسی است ویا ناشی از عوامل دیگر باید بکار برده شود. اختلالات جنسی زنان که در DSM-V دسته بندی شده است شامل موارد زیر است که در ادامه به آنها اشاره می شود (گنجی، 1393).
اختلالات عملکردی جنسی زنان در DSM-V
1-اختلال ارگاسم زنان
اختلال ارگاسم زنان با تجربه سخت ارگاسم و یا کاهش قابل توجه شدت احساس ارگاسم مشخص می شود. زنان گوناگونی زیادی را در نوع و شدت تحریک هنگام ارگاسم نشان می دهند. همچنین توصیف درونی ارگاسم بسیار متفاوت است هم درمیان زنان و هم در موقعیت های مختلف برای یک زن. به منظور تشخیص اختلال ارگاسم علائم باید تقریبا همه یا همه (تقریبا 75% ویا 100%)موقعیتت های فعالیت جنسی تجربه شود. و باید این علائم تقریبا 6 ماه بطول انجامیده باشد. وموجب پریشانی قابل توجه روانی شده باشد. همچنین نباید ناشی از پریشانی ناشی از روابط بین فرد (مثل خشونت همسر) ویا مشکلات طبی وو مصرف دارو باشد (گنجی، 1393).
. Morley
. Kaiser
. Female Orgasmic Disorder
نظریه های عملکرد جنسی
نظریه عملکرد جنسی روزن
یکی از جدیدترین نظریه های عملکرد جنسی مربوط به روزن و همکاران در سال 2000 است که آنها 6 مؤلفه در مورد عملکرد جنسی زنان تعیین کرده اند:
نظریه روان زاد
نظریه روان زاد، اختلال عملکرد جنسی را به بازتاب شرطی شدن نسبت می دهد که طی آن، الگوی انزال سریع تثبیت می شود. این دیدگاه معتقد است که مقاربت یا خود ارضایی مکرراً به علت های مختلفی همچون اضطراب، احساس گناه و ترس از فاش شدن، با عجله و به صورت سریع انجام می گردد و پیامد آن، اختلال در عملکرد جنسی خواهد بود (عسلیان، 2005؛ به نقل از بابا خانیان، 1390).
پیشینه
اختلال عملکرد جنسی
در مطالعه ای رمضانی تهرانی و همکاران (1391)، به بررسی شیوع اختلالات جنسی درمیان زنان چهار استان قزوین، گلستان، کرمانشاه، و هرمزگان پرداختند. ای پژوهشگران تعداد 784 زن متاهل را به روش طبقه بندی سهمیه ای انتخاب و با پرسشنامه بومی شده اختلالات جنسی مورد پرسش قرار دادند. یافته های این پژوهش نشان داد 3/27 درصد زنان درجات مختلفی ز اختلالات جنسی، از جمله 8/0 درصد اختلال شدید، 2/20 اختلال متوسط و 3/6 درصد اختلال خفیف داشتند.6/35 درصد اختلال در تمایلات جنسی، 9/39 درصد در تحریک جنسی، 9/18 درصد در مرطوب شدن، 3/27 درصد در ارگاسم، 2/15 درصد در رضایت از فعالیت جنسی و 1/56 درصد در درد حین نزدیکی داشتند. همچنین نتایج مبین آن بودکه این اختلالات با طول مدت ازدواج، میزان جذابیت در منظر همسر، وضعیت کلی زندگی و توان بیان تمایلات جنسی به همسر ارتباط دارد.
همچنین در پژوهشی که مزینانی و همکاران (1391)، به بررسی شیوع اختلالات عملکرد جنسی در زنان و عوامل مرتبط با آن پرداختند. این پژوهش گران از پرسشنامه ارزیابی عملکرد جنسی استفاده کرده و تعداد 480 زن را از طریق نمونه گیری خوشه ای از چهار منطقه جنوب، شرق، غرب و شمال تهران مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج نشان داد که شیوع کلی اختلال عملکرد جنسی 31 درصد بود که از این میان شیوع اختلال کمبود میل جنسی 33 درصد شیوع اختلال انگیختگی جنسی 5/16 درصد شیوع اختلال ارگاسمیک 25 درصد و شیوع مقاربت دردناک 5/45 درصد بود. بین سن زنان، طول مدت ازدواج، وجود بیماری های روانی همراه و سابقه سومصرف مواد و سابقه سو استفاده جنسی شدن با اختلالات عملکرد جنسی رابطه معنی داری وجود داشت.
. Sexual Function Questionnaire -SFQ)
دانکلی و همکاران (2015) در تحقیقی با عنوان نقش ذهن آگاهی در محافظت در برابر ناامنی جنسی به این نتیجه رسیدند که تمرکز حواس ممکن است باعث افزایش رضایت جنسی و کاهش نا ایمنی در مردان و زنان شود.
رید و همکاران (2014)، در پژوهشی با عنوان رابطه ذهن آگاهی با اختلال نظم هیجان، تکانشگری در بیماران مبتلا به اختلال میل جنسی زیاد به این نتیجه دست یافتند که ذهن آگاهی به عنوان یک جزء معنی دار از درمان این بیماران باعث بهبود رفتار و تکانه های ناسازگارانه و کاهش استرس می شود.
بروتو و باسون (2014) در پزوهشی به بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن اگاهی بر بهبود میل جنسی زنان پرداختند. هدف این پزوهش بررسی اثر بخشی فوری و 3 ماهه این درمان بر تمایل و انگیختگی زنان بود. به طور کلی تعداد 117 زن در دو گروه درمان فوری (68 نفر) و گروه با تاخیر سه ماهه (49 نفر). در قیاس با گروه تاخیری یا گروه کنترل افراد گروه آزمایشی که به صورت جلسات 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر ذهن آگاهی دریافت می کردند میزان بیشتری در میل جنسی، انگیختگی جنسی، لیز شدگی، رضایت جنسی و عملکرد جنسی بالاتر نشان دادند. بطور کلی نتایج این پژوهش نشان می دهد که افزایش ذهن آگاهی و کاهش افسردگی تمایل جنسی را پیش بینی می کند.
. Dunkley
. Reid
. Brotto
. Basson
دیگر قسمت های این فایل:
تمایلات جنسی انسان
عوامل روانی جنسی
جنسیت فرد
هویت جنسی
نقش جنسی
گرایش جنسی
رفتار جنسی
پاسخ های فیزیولژیک
سلامت جنسی
اختلالات جنسی زنان
اختلالات جنسی در DSM-V
اختلالات عملکردی جنسی زنان در DSM-V
1-اختلال ارگاسم زنان
خصایص همراه با تشخیص
شیوع
پیامدهای عملی ناشی از اختلال ارگاسم زنان
اختلال تمایل جنسی زنان
خصایص تشخیصی
خصایص همراه با تشخیص اختلال تمایل جنسی زنان
شیوع
پیامدهای عملکردی همراه با اختلال میل و برانگیختگی جنسی زنان
اختلال درد لگن یا اختلال دخول درناک
خصایص تشخیصی
خصایص همراه با اختلال درد جنسی
شیوع
مشکلات عملکردی ناشی از اختلال درد جنسی
عملکرد جنسی
- دلایل اختلال عملکرد جنسی براساس تحقیقات انجام شده
- نظریه های عملکرد جنسی
نظریه عملکرد جنسی روزن
نظریه روان زاد
نظریه ارگانی- فیزیکی
پیشینه