دسته بندی | روانشناسی |
بازدید ها | 48 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 30 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 18 |
مبانی نظری و پیشینه تحقیق اهداف پیشرفت تحصیلی
خصوصیات محصول:
بخشی از متن :
انگیزش:
پژوهشگران همواره از خود میپرسند، که چرا برخی از دانشآموزان در مطالعاتشان سختکوشتر از دیگران به نظر میرسند؟چرا برخی از دانشآموزان مطالعات لازم را انجام میدهند، در حالی که برخی دیگر حتی کتاب درسی را هم باز نمیکنند؟ چرا برخی از دانشآموزان راهبردهای سطحی مانند به یاد سپاری طوطیوار را به کار میگیرند؟ جواب این سوالات به پژوهش و مطالعه دوباره انگیزه فراگیران نیاز دارد. مثلا دانشآموزانی که میخواهند ارزش مادهی درسی را بفهمند به احتمال زیاد خواندنیهای محوله را خواهند خواند، راهبردهای مطالعه پیجیده را به کار خواهند گرفت و هنگام گمگشتکی کمک خواسته و در نتیجه به پیشرفت تحصیلی بیشتری خواهند رسید. دانش روانشناسی در حیطهی انگیزش و یادگیری بر یافتههای پژوهشی نقش مهمی را در فهم رفتار فراگیران و افزایش تواناییهای انگیزشی با آنان از گذشته تا به امروز داشته است (بدری گرگری و حسینی اصل، 1389).
انگیزش فرایندی است که باعث میشود که فعالیت هدفمند راهاندازی و نچهداری شود(پنتریچ و شانک، 2002) و از رفتارهایی چون آغازگری تکلیف، پایداری، صرف تلاش و کوشش استنباط میشود. به بیان ساده انگیزش چیزی است که افراد را به پیش رفتن وا میدارد، در حال پیش رفتن نگه میدارد و مقاصد را تعیین میکند و نه تنها برای ترغیب دانشآمزان با فعالیتهای تحصیلی درگیر میکند، بلکه برای میزان یادگیری دانشآموزان از اطلاعات دریافتی نیز مهم است ( اسلاوین، 2006، ترجمه سید محمدی،1389).
چشم اندازهای روانشناختی مختلف انگیزش را از دیدگاهها و به شیوههای متفاوتی بررسی و تبیین مینمایند. رفتارگرایان بر پاداشها و تنبیههای بیرونی به عنوان یک سازهی کلیدی در تعیین انگیزش فراگیران تاکید میکنند، اما انسانگرایان به جای تاکید بر تقویت وتنبیه بیرونی، بر رشد و تواناییهای فردی، احساس شایستگی، خودشکوفایی وآزادی انتخاب تاکید میکنند و شناخت پرایان منشاء انگیزش را افکار و اندیشهها، انتظارات و اهداف میدانند(بیبانگرد،1386).
تاریخچه جهتگیری هدف:
مفهوم جهتگیری هدف در دههی 1980 در نتیجهی تحقیقات کارول دوک و همکارانش با کودکان دبستانی مطرح شد. در این تحقیقات کودکان روی مجموعهای از تمالیف حل مساله کار میکردند. در مرحلهی اول، این مسایل ساده بودند و کودکان میتوانستند آنها را با موفقیت حل نمایند. در مرحلهی دوم، مجموعه مسایل دشوارتری به آنان داده شد. به محض ارایهی این مجموعه از مسایل به دانشآموزان محققان دو الگوی درماندگی توام با رفتار ناسازگارانه را از خود به نمایش گذاشتند. آنها خیلی زود جا زدند و اعتماد به نفس خود را از دست دادند و احساس اضطراب بر آنان چیره شد به گونهای که دست به راهکارهای تصادفی و غیر خلاقانه زدند. در نتیجه به عنوان افراد شکست خورده علاقه¬ای به ادامه فعالیت از خود نشان ندادند. از سویی، گروه دیگر از این کودکان، الگوی سازگارانه و منطقی از خود به نمایش گذاشتند. آنها از چالشها لذت میبردند و اطمینان داشتند که می¬توتنند این مسایل راحل کنند و از راهکارهای سازنده و ابتکاری برای حل مسایل استفاده میکردند. دوک با انجام تحقیقات بیشتر متوجه شد که کودکان در مواجه با موفعیتها و فرصتهای یادگیری اهداف متفاوتی در پیش میگیرند. عدهای در پی به نمایش گذاشتن تواناییهایشان خود و کسب داوریهای مطلوب و اجتناب از مورد سرزنش قرار گرفتن از سوی دیگران هستند. این افراد اهداف عملکردی را انتخاب میکنند و هدفشان کسب عملکرد مطلوب است و ممکن است ترس و نگرانی از شکست در تکلیف، آنها را به سمت الگوهای پاسخدهی نادرست و نامتناسب سوق دهد. برخی دیگر از این کودکان که الگوی پاسخدهی مناسب داشتند روی هدف یادگیری مطلب، جهت افزایش دامنهی توانایی و معلومات خود تمرکز داشتند. آنها اشتباهات و موانع پیش روی خود را به عنوان امر عادی فرایند یادگیری قلمداد میکردند. به طور خلاصه، دوک به این نتیجه رسید که کودکان در برخورد با فعالیتها دو هدف عمده را دنبال میکنند که یکی از آنها توسعه و بسط تواناییهای خود است. در هنگام مواجه با چالشها، اتخاذ هر کدام از این اهداف تاثیر عمیقی در رفتار و عملکرد باقی میگذارد ( غلامی، 1382).
دسته بندی | روانشناسی |
بازدید ها | 44 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 59 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 63 |
مبانی نظری و پیشینه تحقیق کیفیت زندگی کاری
خصوصیات محصول:
بخشی از متن :
استفاده مطلوب از منابع انسانی متکی به اقداماتی است که برای حفظ و صیانت جسم و روان کارکنان سازمان به عمل میآید. این اقدامات که شامل امکانات رفاهی و خدمات درمانی، طرحهای تشویقی، تناسب شغلی، امنیت شغلی، طراحی شغلی (غنیسازی و توسعه شغل)، اهمیت به نقش و جایگاه فرد در سازمان، فراهم نمودن زمینه رشد و پیشرفت کارکنان، آموزش آنان و مواردی از این قبیل میباشد، مجموعأ تحت عنوان کیفیت زندگی کاری در نظر گرفته میشود (کاسیو[1]، 1998).
1-1-1- تعریف ولش[2]
ولش کیفیت زندگی کاری را فرایندی میداند که به وسیله آن اعضای سازمان، از راه مجاری ارتباطی باز و متناسبی که برای این مقصود ایجاد شده است، در تصمیماتی که بر شغلهایشان به خصوص بر محیط کارشان بطور کلی اثر میگذارد به نوعی دخالت مییابند و در نتیجه مشارکت، خشنودی آنها از کار افزایش یافته و فشار عصبی ناشی از کار برایشان کاهش مییابد»(شیمون و دولان، ترجمه طوسی 1380).
1-1-2- دیدگاه وک چیو[3]
وک چیو (1991) در مورد کیفیت زندگی کاری میگوید «زندگی کاری یک مجموعه از تکنیکهای معین نیست، بلکه بیشتر به عنوان روشی است که در جستجوی بهبود شرایط کلی محیط کار در کل سازمان و یا در واحدهای فرعی آن میباشد».
نادلر و لالر[4] (1994) کیفیت زندگی کاری را چنین تعریف میکنند:
شیوه ای برای تفکر در مورد افراد، کار و سازمان که عناصر مشخص آن عبارتند از: 1-توجه به تأثیر کار بر افراد و همینطور بر کارایی سازمان 2-فکر مشارکت در حل مشکلات و تصمیمگیری در سازمان. کیفیت زندگی کاری به تغییردادن شغل محدود نمیشود، بلکه شامل انسانی کردن محیط کار برای حفظ شأن و عزت نفس است».
1-Cascio
2-Volsh
3-Vecciho
4-Nadler and Lowler
دسته بندی | روانشناسی |
بازدید ها | 46 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 123 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 45 |
مبانی نظری و پیشینه تحقیق تعهد سازمانی
خصوصیات محصول:
بخشی از متن :
در مورد تعریف تعهد سازمانی و شاخص های آن توافق همگانی وجود ندارد. با توجه به همین تعاریف متعدد، درباره ی سنجش آن نیز توافق همگانی وجود ندارد (بکر[1]، 1992). اکثر محققان، تعهد سازمانی را یک حالت روانشناختی دانستهاند که رابطه ی کارمند با سازمان را شرح می دهد (روسیو[2]،1989).
عدهای آن را تمایل کارکنان برای باقی ماندن در سازمان می دانند (گروکسی[3]، 1996؛ هربی ناک و آلوتو[4]، 1972؛ لی[5]، 1971). تعاریف دیگر شامل دلبستگی به سازمان (مودی و دیگران، 1979)، هماهنگی اهداف شخصی و سازمان (بوچونان[6]، 1974) و بروز رفتارهایی برای پاداش های ارزشمند (مایر و آلن، 1984) است.
کاشمن[7] (1992)، تعهد سازمانی را درجهای که یک شخص ارزش ها، اهداف، حس وفاداری و وظیفه شناسی به محل کار خود را درونی می کند، تعریف کرد و بیان کرد که به واسطهی تعهد، یک هدف یکسان قوی در بین کارکنان و گروه های کاری شکل میگیرد.
لوتانز، بک و تایلور[8] (1987) معتقدند که تعهد سازمانی را میتوان در سه ویژگی خلاصه کرد:
بوت و همکاران[9] (2005، به نقل از دربانیان، 1390)، تعریف دیگری از تعهد سازمانی ارائه میدهند، بدین ترتیب که پیوند روانشناختی بین کارکنان و سازمان برقرار میگردد، به نحوی که این پیوند احتمال ترک داوطلبانه سازمان را توسط کارکن به حداقل برساند. در جدول نیز تعاریفی از تعهد سازمانی توسط میلیانگ و همکاران (2009) ارائه شده است.
[1] -Becker
[2] -Rousseau
[3] -Gruskey
[4] -Herbiniak & Alutto
[5] -Lee
[6] -Buchanan
[7] -Kashman
[8] -Luthans, Baack & Taylor
[9] -A bbott et al
دسته بندی | روانشناسی |
بازدید ها | 51 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 24 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 20 |
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره اضطراب رایانه
خصوصیات محصول:
بخشی از متن :
با حضور رایانه ها در زندگی امروزی موضوع تعامل انسان و رایانه، به خصوص واکنشهای هیجانی انسان نسبت به رایانه مطرح شده است. کار با رایانه و جنبه های سخت افزار و نرم افزار آن نیاز به حداقل دانش و سواد تخصصی دارد، تا فرد بتواند آن را راه اندازی و نرم افزارهای مرتبط با رشته و اهداف خود را اجرا نماید. این یک فعالیت یا تعامل فرد و دستگاه است. با این وصف پژوهش ها نشان می دهد بعضی از افراد به ویژه دانشجویان و معلمان، بنا بر دلایلی از تعامل و کار با رایانه طفره میروند. به نظر میرسد این افراد به میزان قابل ملاحظه ای اضطراب رایانه دارند و وقتی شرایط کار با آن یا آموزش مهارت های اساسی مرتبط با آن فراهم می شود، به همین دلیل از رویارویی با چنین موقعیت هایی پرهیز و اجتناب می کنند (برادلی و راسل، 1977؛ دارنینا، 1995؛ هنری و استون، 1977. به نقل از لواسانی، 1382).
درباره ی اضطراب رایانه مانند اغلب مفاهیم روانشناسی تعریف مشخص و واحدی وجود ندارد. در بسیاری از موارد مفهوم اضطراب رایانه و هراس رایانه[1] مترادف یکدیگر استفاده شده است (گاردنر[2] و همکاران، 1989؛ باورز و باورز،1996؛ هنری و استون، 1997؛ به نقل از لواسانی، 1382). به هر حال مفاهیم اضطراب رایانه، رایانه هراسی، فن هراسی[3]، فن تنیدگی[4] و نظایر آن را میتوان در گروهی از اضطراب ها و هراسهای فرهنگی و اجتماعی قرار داد که حاصل رشد و فناوری و دگرگونی های اجتماعی مبتنی بر دانش فنی هستند. هرچند نمی توان از نقش فرد، ویژگی های شناختی، باورها و نگرش های غیر منطقی، ویژگی های عاطفی و در مجموع شخصیت فرد در تعامل با شرایط محیطی غافل بود.
آدمی موجود شگفت انگیزی است که میتواند رویدادها را ادراک کند، به قضاوت های پیچیده دست یابد، اطلاعات را به خاطر آورد، مسائل را حل کند و نقشها را عملی سازد. این ماشین پیچیده ممکن است برای مقاصد مختلف به کار افتد. مثلاً نقشه های جنگ طرح کند یا به اکتشاف فضایی بپردازد و خواهان محبوبیت، برتری جویی یا دوستی باشد. اینکه آدمی استعدادهای خود را صرف چه هدف هایی خواهد کرد منوط به انگیزش اوست، یعنی به نوع امیال، آرزوها، خواسته ها، نیازها، هوسها، گرسنگی ها، عشق ها، نفرت ها و ترس های او بستگی دارد. مطالعه انگیزش نه تنها در تبیین رفتار مهم و مؤثر است بلکه از این نظر مهم است که در همه ی جهت زندگی روزمره اثر دارد. مفاهیم انگیزش در تار و پود نهادهای اجتماعی ما نیز تنیده شدهاند. به عنوان مثال کیفر قاتل بستگی به نوع انگیزش او دارد. قرنها فلاسفه و متفکران در خصوص طبیعت انسان بحث کردهاند و در این بحث غالباً مسائلی دربارهی انگیزش مطرح کرده اند. انگیزه پیشرفت عامل نیرو دهنده، هدایت کننده و نگهدارنده ی رفتار است. انگیزه را به موتور و فرمان اتومبیل تشبیه کرده اند. افرادی که دارای انگیزه پیشرفت سطح بالایی هستند در فعالیت های خود برای موفقیت به سختی میکوشند و در مقابل کسانی که انگیزه چندانی برای پیشرفت و موفقیت ندارند تلاش چندانی نمیکنند، بنابراین دلیل اینکه چرا ما بعضی رفتارها را انجام میدهیم و بعضی دیگر را انجام نمی دهیم انگیزه های ما هستند، فرضاً اگر دانش آموزان و دانشجویان نسبت به درس بی علاقه باشند به توضیحات معلم توجه نخواهند کرد و تکالیف خود را با جدیت انجام خواهند داد و هم پیشرفت چندانی نصیب آنها خواهد شد (حسن زاده، 1388).
[1] -Computer Phobia
[2] -Gardner
[3] -Technophobia
[4] -Technostress
دسته بندی | روانشناسی |
بازدید ها | 50 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 34 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 33 |
مبانی نظری و پیشینه تحقیق درباره پیشرفت تحصیلی
خصوصیات محصول:
بخشی از متن :
پیشرفت تحصیلی[1]
اگر موفقیت تحصیلی را معادل با پیشرفت تحصیلی مد نظر باشد به معنی موفقیت دانش آموزان در گذراندن دروس یک پایه تحصیلی مشخص و یا موفقیت در امر یادگیری مطالب درسی می باشد و مخالف آن افت تحصیلی است که از معضلات و مشکلات نظام میباشد. اتیکسون[2] و همکاران (1998)، پیشرفت تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی میدانند که به وسیله آزمونهای استاندارد شده اندازه گیری می شود (به نقل از سیف، 1380).
عوامل موثر در پیشرفت
به طور کلی مهمترین عوامل موثر بر پیشرفت به شرح ذیل است:
الف) هوش :
یکی از مهمترین و اساسی ترین عوامل موفقیت، مخصوصاً در فراگیری دانش ها و فنون مختلف است، چنانکه اگر فرد از نظر هوش عقب مانده باشد تحصیل وی در روند عادی وجاری نظام آموزشی میسر نخواهد بود و باید به روش دیگری مثلاً آموزش استثنایی، از تحصیل بهره مند گردد.
ب) علایق و عوامل مربوط به دانش آموز:
علاقه یا رغبت از لحاظ تربیتی نقطه شروع فعالیت ها را تشکیل می دهد. برای اینکه تحصیلی چشم گیرتر نسبت به سایر افراد دارند. انگیزش و پیشرفت تحصیلی، علاقه به مطالعه و پیشرفت، ابتدا در آزمایشگاه های روانشناسی آغاز گردید و سپس به سازمان ها و موقعیت های دیگر گسترش یافت. بهتریت انگیزه های اجتماعی توسط هنری موری(1938) ارائه شده است. وی اولین کسی بود که مفهوم نیاز به پیشرفت را از طریق کار بر روی گروه کوچکی از افراد بهنجار و با استفاده از روش های مصاحبه، پرسش نامه، تحلیل رویا و خاطرات، بررسی زندگی نامه فردی، مشاهده رفتار در جلسات گروهی، تجربه های آزمایشگاهی گوناگون، بررسی واکنش افراد به ناکامی، موزیک و شوخی را به دست آورد. وی نیاز را به عنوان فشار درونی جهت داری می دانست که تعیین می نماید افراد چگونه به دنبال پدیدهها و اشیاء یا موقعیت های مختلف در محیط هستند و چگونه به آنها پاسخ میدهند تا با ارضاء شدن نیازهای شان فشار درونیشان را کاهش میدهند. موری و همکارانش(1938) به تدوین فهرستی از نیازهای انسان پرداختند و آنها را به دو دسته تقسیم کردند:
الف- نیازهای اولیه (فیزیولوژیک) از قبیل نیاز به غذا،آب، هوا، امور جنسی، عمل دفع، اجتناب از درد، حرارت و ...
ب- نیازهای ثانویه روان شناختی یا اجتماعی: وی فهرستی از نیازهای روان شناختی یا اجتماعی از قبیل نیاز به پیشرفت به نظم و ترتیب، درک و فهم، پیوند جویی، سلطه گری، دنباله روی، استقلال، خود نمایی، آسیب گریزی، اجتناب از سرزنش و .. را شناسایی نمود و اظهار داشت که بسیاری از رفتارها (نه لزوما همه آنها) توسط مجموعه ای از نیازهای فوق کنترل و هدایت می شوند و هر فرد را می توان صاحب مجموعه ای مشخص از نیازهای فوق دانست که رفتارش را در جهت ارضای آن نیازها که برای شخصیت اش حیاتی هستند، نیرو بخشنده و هدایت می نماید(به نقل از رجبی،1392).
ج) انگیزه :
اصطلاح انگیزه در زندگی روزانه به معانی وسیعتر از معنای روانشناسی به کار می رود، زیرا تمام عادتها، محرکه ای خارجی، هیجانها و هدفها را شامل می شود. انگیزه حالت مشخصی است که موجب پیدایش رفتار معینی می شود. به عبارت دیگر، انگیزه عبارت از حالات، شرایط درونی، فیزیولوژیک و روانشناختی فرد است که او را به فعالیت در جهت معین یا برای رسیدن به هدف های خاص وادار می کند. ممکن است انگیزه شکل های گوناگون پیدا کند. از قبیل: احتیاجات، رغبت ها، امیال، گرایش ها ... و به هم خوردگی تعادل و در نتیجه یادگیری تنها هنگامی رخ می دهد که فرد عدم تعادل یا تنش دارد و معلم برانگیختگی او را از همین حالاتش در می یابد. رسیدن به هدف، این بر انگیختگی را ارضا می کند و در نتیجه حالت تعادل در رفتار دانش آموز و دانشجو پیدا می شود و آرامش خاطر احساس می کند.(شعاری نژاد، 1362، ص374)
[1]- Academic Achievement
[2]- Atkinson