| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 1116 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
تحقیق معماری بیزانس
معماری بیزانس 326-565 میلادی
دستاورد های برجسته تمدن بیزانس عبارت بود از اداره امور دولتی و هنر تزئینی :
دولت و کشوری که یازده قرن دوام آورد، و سانتا سوفیایی که هنوز هم بر جاست. تازمان
یـوستینیانوس دیگر هـنر مشرکانه به پایان رسیده بود و نیمی از آثار آن منهدم یا مـعیوب گشته بود . چپاول بربرها ،غارتگری امـپراطوری ،و آسیب وارد از طرف مـومنان فرایندی از تبـاهی و غفـلت را پـیش آورد که تـا زمان پـترارک در قـرن چهارم بـرای حـفظ بقایای آنـها مجاهدت کرد، همچنان ادامه یافت.یک عامل انهدام این آثار این اعتقاد عام بود که خدایان مـذهب شرک ابـلیـسها هــستند و مـعابد آنها خانـه شیاطین است؛ در هـر حال چنیـن احساس می شود که مـصالح ویرانه ها در بنای کـلیـسا های مـسیحی یا خانه ها مـورد استفاده ی بهتری دارد.خـود مـشرکـان غالباً در ایـن چپـاول شرکت داشـتـند ،چند تـن از امپراطوران مسیحی،مخصوصاً هونوریوس و تئودوسیوس دوم،در حفظ بناهای کهن بـسیار کوشیده اند و روحانیون روشنفکر نیز پارتنون ،معبد تسئوس ، پانتئون ، .و چند بنای دیگر را با تبدیل آنها به معابد مسیحی ، از آسیب مصون داشتند.
مـسیحیت نـخسـت هنر را تکیه گـاه شرک،بـت پـرستی ،و فـساد اخلاق می دانـست ؛ پیکرهای برهنه باحرمت بکارت و تجرد سازگار نبودند.وقتی که جسم آلت شیطان انگاشته
می شد، و راهبان به عنوان وجود آرمانی جایگزین پهلوانان می شدند، دقت در اندامهای بدن از عالم هنر حذف شد ، در نتیجه مجسمه سازی و نقاشی تـبدیل به هنر باز سازی چهره های بیحالت و جامه های بیشکل گشت.اما وقتی که مـسیحیت پـیروز شد و برای جای دادن جماعات روبـه تـزاید باسیـلیکـا های بزرگ لازم آمـد،سـنتـهای هـنری محلی و ملی دوباره سر بر آورد و هنر معماری از میان ویرانه ها قـد برافراشت.به علاوه این بناهای
وسیع بناچار تزئیناتی را می طلبیدند؛عبادت کنندگان نیاز داشتند مجسمه هایی ازمسیح و مریم داشته باشند تا نیروی تخیلشان بر انگیخته شود ، و تصویر های داشته باشند که داستـان مـصـلوب شـدن مـسیح را برای مردم عامی و بـیسواد باز گـویند ، بـدین تـرتیـب مجسمه سازی ، موزائیک کاری و نقاشی احیا شد .
در رم ، هنر جدید با هنر قدیم چندان تـفاوتی نداشت ، استـحکام ساختمان ، سادگی شکل و سبک بـاسیلیکا یی ستوندار از شرک به مسحیت منتقل شد. در نزدیکی سیرک نرون ،بر تپه واتیکان معماران قسطنطنین نخستین کلیسای سان پیترو را به طول 115 و عرض 65 متر ساخته بودند ؛ این کلیسا به مدت دوازده قرن معبد بزرگ مسیحیت لاتینی باقی ماند ، تا آنکه برامانته آن را ویران کرد و بر جای آن کلیسای وسیعتری به همان نام ساخت که هنوز هم بر پاست. از آن زمان تا کنون طرح باسیلیکایی طرح مطلوب و مناسب بوده است؛زیرا هزینه ناچیز آن ، سادگی پر شکـوهـش ، و مـنطق ساخـتمانی و اسـتحکام بسـیارش آن را در هـر نسـل مقبول و مطلوب ساخته است . اما طرح بـاسیلیکـایی به این آسـانیـها تـغییر و تـحول پیدا نکرد.معماران اروپا همواره در صدد یافتن طرحهای جدیدی درباره این کـلیسا ها بودند ، و این طرحها را در شرق یافـتند . دیوکلتیانوس در اوـین قرن چهارم به هـنر مندان خود آزادی کامل داده بود تا تجربه لازم را در ساختمان کاخی برای دوران کناره جوییش انجام دهند، و آنها انقلابی در هنر معماری اروپایی به وجود آوردند.
طاقهای قوسی این عمارت مستقیماً بدون واسطه کتیبه،از روی سر ستون افراشته شده بودند؛ بدین گونه بـود که در یـک وهله سبکهای بیزانـسی ، رمانسک و گـوتیـک پا گرفت.
در این کاخ به جای افریز های مـصور ،زینت عجیبی از خطوط شکـسته و جنـاغی به کار رفـته بود که برای چشم معتاد به آثار کلاسیک نامأنوس بود ولی مدتهای مدید در معماری مشرق زمین رواج داشت .
هنر بیزانسی(بیزانس)
بیزانس
راوانا، شهری که در ایتالیا به عنوان پایتخت امپراتوری جانشین رم گردیده بود، پس از آنکه والی نشین نامیده شده و به سر پلی برای بیزانس در غرب ژرمنی شده مبدل گردیده بود، سرانجام زیر سلطه بیزانس خارج شد. تمثالهای یوسنی نیانوس و تئودورا در کلیسای سان ویتاله که همچنان بر یکپارچگی امپراتوری دلالت می کردند قدرت لازم برای یکپارچه نگه داشتن آن را نداشتند. ولی بخش شرقی امپراتوری تا هزار سال دیگر، محکم در دست جانشینان امپراتورها ماند و قسطنطنیه دژ پرشکوه تمدن بیزانس گردید و از همانجا انوار نفوذ این تمدن به سراسر جهان تابیدن گرفت.
در زمانی که حضور و وجود امپراتوری در راونا به شکلهای نمادین در معماری و هنر نمایانده می شد، در فاصله سالهای ۵۳۲ و ۵۳۷ میلادی کلیسای پهناور سانتا صوفیا یا کلیسای ایاصوفیه [هاگیا صوفیا] به معنی کلیسای حکمت مقدس در قسطنطنیه به دست دو معمار به نامهای آنتمیوی ترالسی و ایسیدوروس میلتوسی برای یوسنی نیانوس ساخته می شد.
این کلیسا امروزه یکی از عالی ترین دستاوردهای تاریخ معماری جهان به شمار می رود . ابعاد حیرت انگیز این ساختمان، که در بناهای غیر فلزی نمی توان تصورش را کرد، توجه انسان را به خود جلب می کند. ابعاد نقشه همکف آن ۹۱× ۷۲ متر، قطر گنبدش ۳۱ متر و ارتفاع گنبدش از سطح زمین نزدیک به ۵۶ متر است.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 60 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
تحقیق معماری بیمارستان 15 ص
در حالی که بیمارستانها در گذشته آگاهانه جهت مصارف پزشکی، جراحی طراحی میشدند امروزه میتوان شاهد تغییر جهت به سوی انسانگرایی در امکانات بیمارستانی بود. بیمارستانهای امروزی بیشتر به هتل شبیه هستند. وجود فضای اقامتی دارای اهمیت بیشتری نسبت به طرحهای سرد بهداشتی در بیمارستانهای گذشته است. مدت زمان بستری و اقامت بیمار به طور پیوسته کوتاهتر میشود و علاقه به اتاقهای یک تختی یا دو تختی (در خصوص بیمارهای
خصوصی) بیشتر شده است
قسمت بندی و تعین محدوده
یک بیمارستان عمومی به بخشهای مراقبت، معاینه و درمان، انبار و محل نگهداری موقت زباله، اداری و فن آوری تقسیم میشود. قسمتهای اقامتی و احتمالا بخشهای آموزشی و پژوهشی و همچنین بخشهای حمایتی برای عملیاتهای خدماتی نیز در یک بیمارستان عمومی وجود دارند
انواع بیمارستانها
بیمارستانها را میشود به گروههای زیر تقسیم کرد: کوچکترین (تا 50تخت)، کوچک (تا150 تخت)استاندارد(تا600 تخت) و بزرگ. حمایت کنندگان مالی بیمارستانها ممکن است دولت، بنیادهای نیکوکاری یا خصوصی یا ترکیبی از اینها باشند. بیمارستانها را میتوان از جهت نوع فعالیت به بیمارستانهای عمومی، تخصصی و دانشگاهی تقسیم کرد.
بیمارستانهای دانشگاهی
بیمارستانهای دانشگاهی با بیشترین ظرفیت خدماتی را میتوان برابر با دانشکدههای پزشکی و بیمارستانهای عمومی بزرگ دانست. آنها امکانات تشخیص و درمانی گستردهای دارند و به طور اصولی پژوهش و آموزش را به پیش میبرند.سالنهای سخنرانی و اتاقهای تشریح بایستی طوری گنجانده شوند که فعالیت بیمارستان توسط ناظرین مختل نشوند. بخشها باید بزرگ باشند تا هم ملاقات کنندگان و هم ناظران را در خود جای دهند. امکانات و نیازهای ویژه بیمارستانهای پزشکی ایجاب میکند اتاقها به صورت ویژهای طراحی شوند.
مفهوم طرح ریزی
موقعیت:
محل پروژه باید دارای فضای کافی برای بخشهای اقامتی مستقل و دپارتمانهای مختلف بیمارستان باشد. بایستی در منطقه آرام باشد و در آینده نیز احتمال ساخت و ساز در اطراف آن وجود نداشته باشد مگر اینکه توسط محلهای مجاور تفکیک و مستثنی شده باشد. تجهیزات نبایستی بر اثر مه گرفتگی، باد شدید، گردوغبار، دود، بو وحشرات آسیب ببیند. زمین نباید آلوده باشد و برای گسترش فضا، زمینهای آزاد اطراف نیز در نظر گرفته شوند
جهت:
بهترین جهت برای اتاق درمان و جراحی بین شمال غربی و شمال شرقی است. نمای بخش پرستاری در جهت جنوب به جنوب شرقی مناسب است آفتاب صبحگاهی دلپذیر، گرمای کم، مزاحمت کم نور آفتاب (احتیاج به تاریک کردن اتاق نیست)، هوای ملایم در عصر ها، اتاقهایی که رو به شرق و غرب هستند به نسبت دارای آفتاب گیری بیشتر هستند اگر چه از آفتاب زمستانی بهره کمتری میبرند. جهت بخشهای بیمارستان که دارای اقامت متوسط کوتاهی هستند مهم نیست برخی مقررات انظباطی تخصصی حکم میکنند که بیماران در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرند که اتاقهای رو به شمال برای آنها مناسب است
یک بیمارستان قرار است گسترش یابد، طراحی آن شامل چهار فاز سازندگی میشوند یک محیط بسته بزرگ که شامل یک پارک ساخته خواهد شد که پنجرهها بتوانند رو به آن باز شوند بدون آنکه صدا مزاحمت ایجاد کند
اشکال ساختمانی درمانگاه بیماران سرپایی:
محل درمان بیماران سر پایی دارای اهمیت ویژهای است. جداسازی مسیر بیماران سرپایی و بیماران بستری شونده باید در اوائل برنامه ریزی مد نظر قرار گیرد.با این حال راه دسترسی به دپارتمانهای پرتو ایکس و جراحی بایستی نزدیک باشد. امور مربوط به بیماران سرپایی هر روز مهمتر میشوند. بنابراین به اتاقهای انتظار بزرگتر و اتاقهای درمان بیشتری نیاز است
راهروها:
راهروها باید برای بیشترین جریان گردشی طراحی شوند. در کل، راهروهای دسترسی بایستی حداقل دارای 50/1 متر پهنا داشته باشند. راهروهایی که بیماران را با تخت متحرک جابجا میکنند باید حداقل دارای پهنای موثر 25/2 متر باشند. سقف معلق در راهروها میتوانند تا 40/2 متر ارتفاع داشته باشند. پنجرههای نورگیر و هواگیر نبایستی بیش از 25 متر از یکدیگر فاصله داشته باشند. پهنای مفدار راهروها نباید توسط برآمدگیهای دیوار، ستونها و عناصر دیگر ساختمان مختل و محدود هروهای بخش باید با توجه به مقررات داخلی در برای خروج دود سیگار تعبیه شود. در را شود
درها:
در طراحی درها بهداشت باید در نظر گرفته شود. لایه سطحی در بایستی دارای مقاومت بلند مدت در برابر نظافت مداوم توسط تمیزکنندهها و میکروب کشها باشد و بایستی طوری طراحی شود که مانع انتقال صدا، بوهای نا مطبوع و جریان هوا باشند. درها نیز بایستی دارای همان استاندارد عایق بندی در برابر صدا باشد که دیوارهای اطراف از آن برخوردارند. چوب دو روکشه در باید حداقل توانایی کاهش صدا تا25 دسی بل را داشته باشد. ارتفاع دقیق دربها به نوع و عمل آنها بستگی دارد
درهای معمولی m 20/2 -10/2
دروازههای عبور وسایل نقلیه m 50/2
ورودی انتقالات m 80/2- 70/2
حداقل ارتفاع در جادههای ورودی m 50/3
پله ها:
به خاطر دلایل سلامتی، پلهها بایستی طوری طراحی شوند که در مواقع لزوم ظرفیت تمام گردش عمومی را داشته باشند البته مقررات ساختمان سازی ملی نیز بایددر نظر گرفته شوند. پلکانها باید در هر دو طرف نرده داشته باشند و بدون بر آمدگی پیشبن باشند(بدون لبه برآمده) پلههای پیچ دار (حلزونی) نمیتوانند در مقررات مربوط به پلهها گنجانده شوند.پهنای موثر عرض پلهها و پاگردها باید حداقل دارای 50/1 متر باشند واز50/2 متر تجاوز نکنند. درها نباید پهنای مفید پاگردها را اشغال ومحدود کنند و با توجه به مقررات بیمارستان، درهای رو به راه پله باید به طرف خروجی باز شوند. میتوان پلههایی با ارتفاع 170 میلی متر داشت و حداقل عمق پاگذار ان 280 میلی متر باشد , بهتر است نسبت ارتفاع به عمق پاگذار 150 تا 300 میلی متر باشد.
آسانسور ها:
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 1694 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
تحقیق معماری باروک 13 ص
باروک از نظر لغوی به معنای مروارید نا منظم است . خواستگاه باروک ایتالیا و شهر روم است
در این دوره علم پیشرفت کرده سرعت اکتشافات علمی بالا می رود . در این دوره ساعت اختراع می شود البته ساعت شنی و آفتابی از قبل بوده و ساعت عقربه ای اختراع می شود .دوره تاتر است .و اینها باعث تحول در هنر می شود .در این دوره نیوتن -کپرنیک و کپلر از ستاره شناسان و فیزیکدانان مشهور هستند . نیوتن معتقد است که مدار سیارات به دور خورشید بیضی است .
و با اختراع ساعت مفهوم زمان مطرخ می شود و در نتیجه در هنر به خصوص مجسمه سازی فرمهای سیال مطرح می شود و دیگر خطوط شکسته و عمود مطرح نیست بلکه خطها الهام از طبیعت می گیرند و چون در طبیعت خط راست نداریم خطوط تبدیل به خطوط منحنی و مواج می شود.
از نظر ادبی باروک اغلب در برابر کلاسیسیسم معنی می شود. یعنی بر خلاف کلاسیسیسم که بر پایه ی اعتدال استوار است در باروک اغراق به چشم می خورد.
دو شاخه ی باروک عبارت است از: Preciosite و Burlesque
در Preciosite تصنع وجود دارد. مثلن به جای گفتن”دندان” از عبارت “مبلمان دهان” و یا به جای کلمه ی “نان” از عبارت “حامی زندگی” استفاده می شود. این نوع از باروک در واقع خواستار ایجاد فاصله میان افراد عامی و باسواد است به شکلی که درک سخنان افراد باسواد برای افراد عامی مشکل گردد.
شاخه ی دوم باروک یعنی Burlesque نیز مانند شاخه نخست عمل می کرد ولی در جهت مسخره کردن افراد عامی.
۱ـ بی ثباتی دنیا: یکی از اساسی ترین تفکرات باروک این است که شناخت و دانش بشر از جهان پیرامون خود کامل و صد در صد نیست، چون دنیا بی وقفه در حال تحول، دگرگونی و بازسازی است و هیچ چیز ثابت و قطعی نیست. به عنوان مثال، این تغییر و تحول در طبیع کاملاً محسوس است. توالی فصلها، نشانه هایی ملموس از این تغییر شکل بی وقفه دنیا است.
۲ـ انسان آزاد: انسان محکوم به سرنوشت نیست، بلکه حاکم بر تقدیر خود است، چون این دنیا ثابت و بدون تغییر و تحول و قوانین حاکم بر آن نیز قطعی و غیر قابل نقض نیست، بودن انسان در چنین شرایطی، آزادی عمل، قدرت انتخاب و توانایی تصمیم گیری با تمام آگاهی را برای او به دنبال دارد.
۳ـ نپذیرفتن چیزی بطور قطعی و مسلم: باروک به واقعیتهای قطعی و صد درصد ایمان ندارد، بلکه عقیده دارد که همه چیز در ظاهر نمودار می شود. باروک به آنچه که در «ظاهر وجود دارد» اهمیت می دهد نه به آنچه که «واقعاً هست».
۴ـ واقعیت و توهم: پیروان سبک باروک معتقد هستند که بین حقیقت و خیال، ظاهر و باطن مرز مشخصی وجود ندارد و کاملاً از هم قابل تفکیک نیستند. شاید آنچه را که خیالی می دانیم، عین واقعیت باشد و شاید هم برعکس، تمام واقعیتهای ذهنی ما همه خیالی بیش نباشد.
۵ دنیا صحنه نمایش است: زندگی تئاتری توأم با خواب و بیداری، عشق و عقل، جنون و شیفتگی، خیال و حقیقت است. انسان باید دراین صحنه زندگی بانقابی بر چهره نقش بازی کند یعنی باید بازیگر صحنه زندگی خودباشد. و بازیگر این صحنه، انسان، باید با گذاشتن نقاب، واقعیت را پنهان کند که این کتمان و بازیگری نوعی خودسازی است زیرا با تظاهر به خوب و شریف بودن، واقعاً می توان خوب و شریف شد.
۶ باید مدرن بود: درعصر باروک دیگر از قدما تقلید و پیروی نمی شود، بلکه بیشتر به دنبال چیزهای نو و جدید و خلاف روال معمول هستند.
۷ مخاطبان متمدن: مخاطبان باروک مردمان با فرهنگ و متمدن هستند ولی الزاماً دانشمند و فاضل نیستند.
۸ افراط: هنرمندان سبک باروک در خلق آثار خود گاهی زیاده روی می کنند و ازنظر آنان هر افراطی به نام «آزادی خلاق» مجازاست.
قالبهای ادبی و هنری: سبک باروک در همه هنرها منجمله: نقاشی، معماری، سینما، موسیقی، تئاتر، شعر و هنرهای تجسمی راه پیداکرد.
معمولاً درقالبهای ادبی باروک به صنایع ادبی بویژه تضاد، مجاز و استعاره توجه خاصی می شود.
۱ تئاترهای تراژدی ـ کمیک و نمایشنامه های روستایی (Pastoral) که از یک عشق ساده در دل طبیعت ناشی می شود دراین دوران بسیار موردتوجه است.
۲ شعر باروک نیز بیشتر اشعار شخصی با تصویرسازی های بسیاردرخشان و گاهی هم با سخنان نامفهوم ارائه می شود.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 1694 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
تحقیق معماری ایران قبل از اسلام 15 ص
مقدمه :
تاریخ معماری ایران به دو بخش اصلی ، معماری قبل و بعد از اسلام تقسیم می شود. دین اسلام که در حدود 1400 سال پیش در ایران مستقر شد با توجه به جهان بینی خاص خود آثار معماری بعد از اسلام ایران را تحت تاثیر قرار داد و به آن کیفیت جدیدی بخشید ، با این حال پیوند محکمی بین این دو بخش معماری ایران وجود دارد.
هر دو بخش معماری ایران، چه بخش قبل از اسلام که دو دوره درخشان طولانی و چندین صد ساله هخامنشی و ساسانی را در بر می گیرد و چه بخش بعد از اسلام که حداقل تا زمان صفوی ، یعنی در یک دوره هزار ساله ، سیر تکاملی مستمری داشته است، از قسمت های مهم تاریخ معماری جهان به حساب می آیند .
چکیده :
ایران دارای میراث بزرگ معماری جهان است. از کهن ترین بنای مهم معماری ایران یعنی زیگورات چغازنبیل که در حدود 1250 سال قبل از میلاد مسیح بنا شده است تا بناهای دوره معاصر ایران ، تاریخی بیش از 3 هزار سال را در بر می گیرد . در تمامی این زمان طولانی یک جریان قوی و مهم معماری در این کشور وجود داشته است و به جرات می توان گفت که در تمامی دوره های تحول تاریخ معماری تا آستانه معماری معاصر، آثار زیادی در گوشه و کنار این سرزمین کهن وجود دارد که سهم بزرگی را در شکل دادن و پیشبرد جریان معماری جهان به عهده داشته اند.
در این مقاله به بررسی بیشتر معماری قبل از اسلام می پردازیم .
معماری ایران قبل از اسلام
معماری ایلام قدیم:
تا پیش از آمدن مادها و پارسها تا حدود یک هزار سال پیش از میلاد ، تاریخ سرزمین ایران به تقریب منحصر به تاریخ ایلام بوده است.
تنها اطلاع ما از معماری (به ویژه شکل معابد) از نقش مهرهایی است که از دوران اولیه ی ایلام به جای مانده و آن یک نقش برجسته مربوط به نینوا در آشوری متاخر است در این نقش برجسته معبدی به صورت یک بنای مربع مستطیل بلند بر یک شالوده ی ایوان دار نشان داده شده، نمای جلوی دارای روزنه هایی بوده است. در قسمت پشت ممکن است پله هایی برای دسترسی به معبد وجود داشته است. در نمای آن دو چهار چوب در بلند دیده می شود که در سمت چپی را یک پرده ی نی ایی آنرا از نور آفتاب محافظت می کند. احتمالاً مدخل ورودی بوده است و در سمت راست شاید نمایی از یک در بوده است جالبترین ویژگی معماری این معبد سه شاخ بزرگ است که در دو طرف دیوارهای معبد نصب شده است و این ما را به یکی از عجایب ساختمان معابد ایلامی متوجه می سازد.
زیگورات چغارنبیل
آثار باستانی چغازنبیل در دشت خوزستان و در فاصله حدود سی کیلومتر در جنوب شرقی شهر شوش در کرانه ی غربی رودخانه دز واقع شده است این آثار شامل زیگورات یا معبد عقلیمی است که به وسیله ی او نقاش گال پادشاه مقتدر ایلامی برای خدای اینشوشیناک در حدود 1265 ق.م ساخته شده است.
زیگورات چغازنبیل کهن ترین اثر معماری ایرانی می باشد که دارای ابعاد و خصوصیات خیره کننده است و با اهرام مصر برابری می کند.
معماری ماد:
در حدود هزاره ی اول پیش از میلاد بود که گروههایی از اقوام آریایی به ایران مهاجرت کردند. مادها در سده ی هفتم پیش از میلاد به رهبری خشتریته (خراآورت) نخستین پادشاهی خود، پس از ایلامیها در این سرزمین بنیاد گذاشتند.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
تحقیق معماری ایران 45 ص
- ویژگیهای معماری ایران :
شناخت ویژگیها و عناصر بارز و برجسته معماری ایرانی. از غیر مادی ترین مسائل معماری یعنی نور، ملموس ترین آنها یعنی فضا و مکان در اندک صفحات این رسانه نمیگنجد. لذا در این پروژه به ویژگیهایی اشاره میشود که به نوعی با مبانی نظری و روند طراحی من در خانة معماران ایران ارتباط نزدیکتری دارند.
«معماری ایران مجموعهای را شامل میشود که در دورههای مختلف تاریخی و جغرافیایی دستخوش تغییراتی شده است.[1]»
چنانچه هدفمان بررسی مشخصههای این معماری باشد، ناگزیر هستیم آثار را به ایدههای تشکیل دهندة آنها تجزیه کنیم. این ایدهها که خاصیت الگویی دارند به طور مستقل قابل بررسی هستند. الگوی سازماندهی چهار ایوانی، حیاط مرکزی و شیوههای خاص تقسیم هندسی سطوح و .. از جملة این الگو هستند.
مقولههای فوق دستاوردهای معماری ایران هستند که در هر اثر به گونهای منحصر به فرد تبلور مییابند. هر بنا گذشته از آنکه در کلیت خویش به عنوان «اثر» قابل بررسی است حاوی نکاتی است که آنرا به آثار دیگر مربوط میکند.
مبانی مشترک آثار معماری ایران وسیعتر از هر گونه دسته بندی است این مبانی و هرگز در تمامی آثار تبلور یابند. «ویژگیهای معماری ایرانی در نظام پیچیدة مشابهتهای خانوادگی قابل درک است»[2]
معماری ایران بیش از وجود برکثرت دلالت دارد. نور، رنگ، طرح و نقش و فضا و مکان زمینههایی هستند که در آنها معماری ایران به گونهای بارز از خود واکنش نشان داده است.
1-2- نور
نور کلید درک جهان به لحاظ بصری است. نور بر کیفیت فضا مستقیماً تأثیر میگذارد بناهای امروزی اغلب نوری گسترده و یکنواخت داند. و از این لحاظ نورپردازی ادراک ساختار فضا را دگرگون نمیکند. نور مناطق خشک و مرکزی ایران درخشنده و شدید است و سایه روشنهایی قوی ایجاد میکند. معماران این مناطق حداکثر بهره را از نور محیط، در ارزش گذاری معماری بردهاند. در فضای بیرون فرم محدب و اغلب فاقد چین و شکن و شیار یا برجستگی گنبدها و طاقها و طیف وسیعی از سایه – روشن را ایجاد میکند. حرکت سایهها در طول روز حرکتی را در فرم ایستای ابنیه ایجاد میکند. عناصر اصلی ساختمان از طریق تورفتگی و بیرون آمدگی با چرخش زاویه سایه تولید کرده و مشخص میشوند.
در ابنیه خاص اغلب از مصالح براق برای پوشاندن دیوارها و گنبدها استفاده شده است کاشی، نقره، طلا، آینه و سنگ صیقلی، همه نور را منعکس میکنند. سطوح مقرنس و یزدی بندی همچون الماس تراش خورده نور را میشکنند و منعکس میکنند. از خاصیت انعکاسی نور وتصویر در آب نیز به کرات استفاده شده است.
نام عمارت چهل ستون در اصفهان از آن جا میآید که تصویر ایوان بزرگ آن با بیست ستون در آب استخر مقابل منعکس شده و بدین جهت تعداد ستونها دو برابر به نظر میرسد. در زیر زمینهای خنک و تاریک که برای استراحت بعدازظهر تابستان مورد استفاده قرار میگرفتهاند، حوض قرار میدادهاند که، علاوه بر ایجاد رطوبت و خنکی، نور ضعیف فضا را به اطراف منعکس کند. در حمامها نیز نورگیرهای سقفی به گونهای طراحی شدهاند که نور خورشید را درون خزینه شکل گیری ایدة فضا نقش مهمی ایفا میکند. نور و آب دو عنصری هستند که اغلب محورها و مراکز اصلی فضا را مشخص میکنند. در باغهای ایران کانالهای رو باز آب، همچون مسیرهایی نورانی، هندسة باغ و سازماندهی متقارن آن را به نمایش میگذارند. حوضها در داخل ساختمان، زیر گنبد و منطبق برمحور عمودی نورگیر اصلی که در رأس گنبد قرار دارد واقع میشوند. در حیاطها نیز آب همواره در مرکز است.
3-1 نور و رنگ
رنگ بدون توجه به نوری معناست. مواد رنگی در واقع نور را تجزیه، بخشی از آن را جذب و بخشی دیگر را منعکس میکنند. آن چه از نور منعکس میشود رنگ نامیده میشود. در نور مصنوعی که دارای طبیق متفاوت با نور خورشیدی است رنگ ها به صورت متفاوتی به نظر میآیند. در نور درخشان ایران رنگها به آبی و زرد میل میکنند. این مسئله شاید یکی از دلایل استفاده از این دو رنگ را در کاشی کاری توضیح دهد. در فضاهای درونی با عبور دادن نور از شیشههای رنگی افکتهای بسیار جذابی تولید شده است. گاه نیز از سنگهای شفاف رنگی در نورگیرها استفاده کردهاند. نور بر مواد رنگی اثری مخرب دارد. اکثر مواد رنگی تحت تأثیر نور رنگ خود را از دست میدهند. یکی دیگر از علتهای استفادة وسیع از رنگهای آبی و فیروزهای در معماری ایران مقاوم بودن این رنگها در مقابل نور خورشید است. نور و رنگ اگر چه به یکدیگر وابسته هستند، لیکن ماهیتی متضاد دارند. ماده روشنایی نور است و نور در طول روز، در شرایط متفاوت آب و هوایی و در فصول مختلف تغییر میکند. مادة رنگی همواره ثابت است. در مینیاتور تصاویر فاقد سایهاند. فضای ترسیم شده فضای مطلق است که مشمول عوامل ناپایداری چون نور نمیشود. در ابنیة خاص دورة صفوی گاه سطوح مزین به کاشیهای رنگین با کمترین تورفتگی و برجستگی به گونهای ایجاد شدهاند که رنگامیزی آنها بمانند نقوش مینیاتور مطلق و ثابت به نظر برسد.
3-2- نور و نقش
برای بارز کردن نقوش در ایران نیازی به تزئینات بسیار برجسته و فرمهای حجمی در بیرون ساختمان نیست. شاید ارجحیت کار بر روی نقوش برجسته نسبت به مجسمه سازی با ایجاد احجام در ایران گذشته از دلایل مذهبی تا حدی متأثر از این ویژگی باشد. نقوش برجستة دورة هخامنشی در نور غیر مستقیم و یکنواخت کمتر قابل درک هستند. ولی در زیر آفتاب درخشان از فاصلة دور دیده میشوند. نقوش در معماری ایرانی دارای سلسله مراتبی مشخص هستند. به کارگیری نور این سلسله مراتب مورد تأکید بیشتری قرار میگیرد. چنان که گفته شد، فرمهای اصلی نما از طریق ایجاد تورفتگیها و بیرون زدگیهای شدید و ایجاد افکت قوی سایه و روشن مشخص میشوند. فرمهای فرعی و مکمل سایة کمتری ایجاد میکنند و کمتر به چشم میآیند. برخی از نقوش نیز فاقد سایه هستند و کمتر دیده میشوند. نورپردازی گنبد خانهها نیز به گونهای است که هندسة پیچیده کاربندیهای سقف را بهتر به نمایش بگذارد. خود این نقوش نیز جهت ایجاد سطوح متناوب سایه و روشن با پیروی از هندسة خاصی ساخته میشوند. (یکی ازمهارتهای قابل توجه معماران و صنعتگران ایرانی «شکار نور» است.[3]
نقوش برجستة سطوح پیوستة دیوارهای سنگی و آجری نور بی تفاوت محیط را شکار کرده به گونهای خاص در معماری وارد میکند. تنها از طریق ایجاد نقش است که نور در فضای بیرونی از آن معماری میشود. برجهای آجری دورة سلجوقی و ایلخانی نمونههای بسیار بارز این جنبه از کاربرد نور در معماری هستند.
3-3- نور و فضا
در معماری ایرانی توجهی خاص به دیالتیک نظم و نور دیده میشود. در بیرون ساختمان عموما از نور برای تأکید بر خصوصیات حجمی بنا استفاده میشود. دریچههای عمودی موجود در بادگیریهای یزد لکههای تاریک عمودی و تکراری را ایجاد میکنند که حالت عمودی برج بادگیر را تشدید میکند. رواقهای تاریک ستون دار، که در کنتزاست با حجم درخشان ستونهای آجری یا چوبی قرار میگیرند، ساختار بنا را شفاف و خوانا میسازند.
[1] - گامران افشار نادری، معماری ایران ص 90
[2] - همان
[3] - همان